حسين فاطمى
20
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
الكلب ففرّها ربا فناداه الدّيك أما تأتى نصلّى ؟ فقال : نعم أجدّد وضوء و أرجع . لطيفة مضحكة : قريب به حكايت فوق . خروسى را سگى در بيابان ديد و به چنگ آورد خواست طعمهء خود قرار دهد خروس گفت : از خوردن من درگذر كه طعمهء يك روز تو بيش نيستم ، عهد مىكنم با تو كه با تو رفاقت كنم ، يك قريه آباد كنيم تو سگش باش من خروس ، آن سگ قبول كرد با همديگر راه رفتند تا آنكه قلعهء خرابى پيدا گرديد كه در رهگذر مسلمانان بود ، خروس گفت : من بر ديوار مىروم بانگ مىكنم تو در پائين ديوار فرياد كن قافله كه شنيدند به اين طرف ميل مىكنند به گمان اينكه اينجا آباد است بعد از بار گرفتن دوباره نمىكنند و بروند پس ، از قراى نزديك آب و نان و ساير لوازمات از جهت فروختن مىآورند رفتهرفته مردم مىآيند منزل مىكنند اينجا آباد مىشود تو سگ آن خواهى بود و من خروس آن ، چون بر ديوار خروس بانگ زد روباه گرسنه در آن نزديكى بود صداى خروس را شنيد آمد ديد عجب خروس چاقى است پس به خروس گفت : اينجا چه مىكنيد ؟ گفت : اينجا رشتهء قناتى مىخواهم احداث و جارى نمايم اين قلعه را آباد نمايم . روباه گفت : پائين بيا من هم از قنات جارى ساختن با وقوفم مرحوم والدم چند رشتهء قناتى جارى نموده با تو همراهى كنم ، خروس گفت : از من بزرگتر عقب ديوار است با او برو صحبت نما ، روباه گمان نمود خروس ديگرى از اين بزرگتر آنجاست پس آمد ناگاه سگى به او درآويخت چند زخمى بر او زد بالأخره از چنگ سگ فرار نمود تن مجروح و نالان و گريزان مىرفت و مىگفت از من گذشت اگر مىخواهيد اينجا آباد شود با غريبان بهتر از اين سلوك نمائيد . شخص عاقل حصهء خود را از اين قضيه مىگيرد . عرض اين ضعيف سراپا تقصير با برادران حسين فاطمى مىگويد : شما اگر حامى دين و اهل آن هستيد ، غرباء و دورافتادگان و بيگانگان را مىخواهيد داخل دين مبين اسلام نمائيد و با شريعت غرّاى محمّدى صلّى اللّه عليه و آله آشنا كنيد پس كو آثار و نشانههاى آن ؟ بيگانگان و غير متدينين كه طعن مىزنند بر اعمال ما مگر يك علّت مهمّ آن اعمال ناشايستهء ما نبود كه آنها را بىرغبت نموده ، گناه آن بر كيست ؟ اين است غيرت و عصبيّت و حميّت در دين ؟ شهيد رحمه اللّه در كتاب « منية المريد » ببين چه مىفرمايد : مردم كه اقتدا مىكنند به علماء بىعمل دو گناه بر گردن آنها ثابت است ، يكى گناه خودشان و ديگر گناه